خرید بک لینک
زمانی که از مرز گذشتیم

سرمان را نزدیک هم می آوردیم

و با نگاه به یکی یک چمدان هایمان

با دلی خونین آهسته بهم چیزهایی می گفتیم !

کسی یادش هست چی می گفتیم ؟

برچسب: مرزه,مرزوق الغانم,مرزبان,مرزنجوش,مرز بازرگان,مرزداران,مرز,مرزوق بن تنباك,مرزبان نامه,مرزبانان کانادا, نویسنده: النا فراهانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 5:25

روز عاشقان مبارك زندگی یعنی عشق و عشق یعنی زندگی ......و این هر دو بزرگتر از مرگند ...... عشق موضوعى ست یا كلمه ای است که در اکثر مکالمات ، مراودات، روابط ، مصاحبه ها در هنر ، شعر، سياست ، موزیک، ادبیات ،نمایشنامه و فیلم بکار می رود. عاشق شدن مبارزه ای است برای رهایی از زندان زندگی ، نوعى اعتراضى است به تنهايى و رنج أدمى ،

برچسب: روز عاشقان مبارک,روز عاشقان مبارك, نویسنده: النا فراهانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 5:25

تو زنده ای نازنین

نه سالروز تولد داری، نه مرگ

چون همیشه زنده ای

تو هرگز متولد نشده ای

هرگز نخواهی مرد ....

تو در همه سنگرهای حقیقت و انسانیت جهان حضور دارید

برچسب: نویسنده: النا فراهانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 5:25

من هنوز یک کودکم

در اتفاقی همانند تو و دیگران

زندگی غافلگیرم کرد

بازمانده ی سفری غمگین

که تن من و مادرم مرزی شد پر از سیم خاردار

برچسب: کودک سیتی,کودک آزاری,کودکان بیش فعال,کودکان کار,کودک درون,کودک من,کودکان زیبا,کودکان استثنایی,کودک نخبه,کودک یک ساله, نویسنده: النا فراهانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 5:24

من گریه بی امان گل های هرس شده را دیدم

شهدشان را نه زنبور عسل که جلادان مکیده بودند

ای اشتیاق! ای عشق زنده بگور...

برچسب: حقیقت,حقیقت تلخ,حقیقت خاموش,حقیقت حصین,حقیقت زندگی,حقیقت روزه,حقیقت وحدت در دین,حقیقت و زیبایی pdf,حقیقت وزیبایی بابک احمدی,حقیقت جو, نویسنده: النا فراهانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 5:24

هیاهوی انديشه و تفنگ ها
تپه های اوین
خم شدن عاشقان
این کوه
صدای خوشی
در سینه ندارد.
و هر بار بغضش را
در ما گریه میکند...
کسی چه میداند
در پشت آن كوه
درعمق لايه هاى آن
پرندگان بلند پروازى بر تكه هاى خود
اشک میریزند...

م شکیب

برچسب: اوین اسو,آوینی,اوین,اوین اسو مجری کرد,اوینی استخاره قران,اوین درکه,آوینا,اوینه,اوین اغاسی,اوینار18, نویسنده: النا فراهانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 5:24

در انتظار گرد باد بودم كه ناگهان طوفان پيش دستى كرد .... دوان دوان دويدم ، سرم را بالا گرفتم ، باختى در كار نبود ، كسانى كه زندگي را شناخته اند مى دانند كه شب هميشه روز را ميراند و تاريكى و انحطاط چند صباحى خود را بنمايش مى گذارد ! اما من به زوال كشيده نخواهم شد، نه در دل و نه در انديشه ام ، چون به آمدن روشنايى روز باور دارم،

برچسب: jvhki ahn,jvhki shc,jvhki ndn,jvhki ihd rndld, نویسنده: النا فراهانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 5:24

صفحه بندی